سيد صادق سجادى
1
تاريخ برمكيان ( فارسى )
[ بخش اوّل ] مقدمه عصر اول خلافت عباسى از وجوه مختلف در تاريخ سياسى و فرهنگى و اجتماعى اسلام ، عصرى متمايز به شمار مىرود . اين تمايز نه فقط در مقايسه با عصر اموى و مشخصات جامعه و فرهنگ و سياست به روزگار خليفگان دمشق جلوهگر مىشود ، بلكه بايد آن را بستر اصلى و واقعى تحولات شگرفى دانست كه به دوران بعد ، خاصه سدهء چهارم هجرى بارور شد . از ديدگاه سياسى ، انقلاب عباسى و استقرار پايههاى آن به وسيلهء ايرانيان ، به رغم بنيادهاى اجتماعى و سياسى كه امويان پىافكنده بودند ، يا آموزههاى فكرى كه به تشويق آنان بنياد شد و زان پس قيامهاى پرمخاطرهء گروههاى مذهبى و قومى كه به انقراض امويان اميدها بسته و اينك شكست آن آرزوها را با وجود عباسيان مىديدند ، و سپس طليعهء ظهور نخستين دولتهاى محلى در قلمرو شرقى و غربى خلافت ، و ظهور و حضور ايرانيان و ديوانسالارى ايرانى در دستگاه خلفا سخت قابل تأمل است . از ديدگاه اجتماعى ، تحوّلاتى كه در شئون مختلف زندگى ، بويژه زندگى شهرى ، ايجاد شد و تأثير انكارناپذير تمدن اقوام مغلوب خاصه ايرانيان در زندگى مادى و معنوى مسلمانان ، و تكامل نهادهاى اجتماعى ؛ و از بعد فرهنگى ، آغاز مهمترين و گستردهترين داد و ستدهاى مثبت و جدّى فرهنگى ميان مسلمانان و اقوام ديگر ، ايجاد اولين پايگاههاى نشر دانش ، شكوفايى بىمانند شعر و ادب ، و آغاز عصر ترجمه و تأليف و تصنيف منظّم در فنون مختلف ، از خصائص مهم اين عصر است . از آن ميان آنچه اكنون مورد توجه ماست ، نقش و تأثير چشمگير ايرانيان در تكوين بافت سياسى و فرهنگى اين دوره است كه بىگمان در همهء آن تحوّلات سهم عمده و در بسيارى از آنها فضل تقدّم داشتند ؛ نقشى كه از عصر فتوح با انتقال ديوان ساسانى به دولت اسلامى آغاز شد و به تدريج توسعه يافت ؛ گرچه در عصر دولت عربگراى اموى كه از شركت و دخالت